تبلیغات
مهندسی صنایع و مدیریت صنعتی - اهمیت زبان در جامعه‌ی بشری
 
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : ALI MAHDAVI

  
  در مورد "زبان" تعریف گوناگون و از ابعاد مختلف صورت گرفته و گفته می‌شود که زبان وسیله افهام و تفهیم است و یا فهمیدن اهداف ، خواسته ها و نیاز ها و یا وسیله بر قراری ارتباطات میان انسانها میباشد1. در واقع برداشت اکثریت اخصن انسانهای عام در مورد زبان فراتر از این نمی باشد و اغلباً مورد کم توجهی قرار گرفته است . اما واقعیت چیزی دیگر است بدین معنی که ارزش و اهمیت زبان بیشتر از آنچه که میان مردم متصور است، میباشد و علاقه دانشمندان مختلف را به‌ خود جلب نموده است . با آنکه در رابطه به منشاء و پیدایش زبان نظرات متعددی وجود دارد ولی با آن هم اسناد موثق که آنرا ثابت بسازد وجود ندارد. یکی از دانشمندان بنام ژان پیاژه  میگوید: ابتدا انسانها بوسیله حرکات و سکنات افهام و تفهیم می نمودند وی معتقد است که زبان حرکات و سکنات بصورت کامل وجود داشته و نخستین وسیله ارتباطات در میان بشر بوده که با گذشت زمان بخصوص در موقع‌که انسانها مجبور بودند تا با دست های‌شان کارکنند و یا هنگامی‌که هوا تاریک می‌شد آنها نمی‌توانستند افکار و خواسته‌های شانرا به دیگران انتقال دهند از اهمیت آن کاسته شد که در نتیجه زبان صوتی و لفظی بوجود آمده است . هم‌چنان نظریاتی وجود دارد که زبان‌های ندایی و زبان تقلید از آشیا و موجودات را بعنوان زبانهای ابتدایی انسانها تائید می‌کنند که هرکدام از این نظریه ها مورد انتقادات دانشمندان مختلف قرار گرفته است مثلن در مورد نظریه ندایی جان دیوی می‌گوید که این نظریه‌ها در کل مربوطه به زبان نیست و شاید ما قادر باشیم توسط آن ماهیت اصواتی را که در آن بکار رفته است ، فهم کرد اما امکان درک این را فراهم کرده نمی‌تواند که چگونه مورد استفاده انسان‌ها قرارگرفته،معنی و مفهوم بخود گرفته است. به همین اساس در ارتباط به نظریه "تقلید" انتقاد بر این است که مجموعه‌ی کلمات که از صداهای طبیعی آشیا و حیوانات تقلید شده باشد، محدود میباشد و از طرفی هم یکی از جنبه‌های مهم زبان که همانا انتزاعی بودن آن است، توجه ندارد2.
   بدیهی است که بحث در مورد تاریخچه و پیدایش و انواع زبان، مستلزم دقت و تحقیق گسترده‌تر میباشد اما در ینجا تاکید بیشتر روی اهمیت و ارزش آن میباشد . به هر صورت اکثراً بر این باورند انسان در محیط که زندگی می‌کند ناگزیر است تا حد اقل زبان‌های مهم و اساسی چون زبان مادری، ملی و بین المللی را به‌خاطر حل مشکلات و نیازمندی های شان بفهمند.
  موضوع اهمیت زبان نیز یکی از مسایل عمده و بحث برانگیز بوده که همواره مورد توجه بسیاری از دانشمندان قرار داشته است. زبان وسیله‌ی است که در زندگی اجتماعی مختص انسان‌ها می‌باشد و یا به عبارت دیگر زبان پدیده‌ی اجتماعی و منحصر به فرد که موجبات پروسه تکامل انسان و جامعه را فراهم می‌سازد. در جوامع پیشرفته و متمدن که به اهمیت زبان پی‌برده اند، بخاطر حفظ و تقویت آن الزاماً از هر طرق ممکنه، دقت و تلاش می‌ورزند واز هر گزند و یا عناصری‌که در صدد تخریب و از بین بردن آن باشد ، جلوگیری می‌نمایند. شاید بیجا نباشد که از کشور مانند ایران همجوار مان نام گرفت که برای هر چیزی و هر پدیده‌ای واژه‌ها و کلمات مشخص ساخته و از آن استفاده می‌کنند. اما جامعه‌ی که ما در آن زیست می‌کنیم ، نظر به موقعیت حساس جغرافیایی از یک سو و از سوی هم نسبت مشکلات در مراحل مختلف تاریخی که مردم مانرا وادار به مهاجرت نموده است ، تاثیرات آن فوق العاده محسوس است . معمولاً کشورهای‌که می‌خواهند دیگر ممالک را از لحاظ فرهنگی تحت شعاع قرار بدهند، در چنین وضع زبان بهترین و مناسب‌ترین ابزاری است که می‌توانند از آن استفاده نمایند. و گاهی نیز چنین اتفاق می‌افتد که از زبان به‌حیث وسیله‌ای جهت ایجاد تنش، جنگ و تفرقه میان ملت‌ها و اقوام به نفع گروه و یا جامعه‌ی مشخص کار گرفته می‌شود که نمونه‌ی آنرا در افغانستان بارها شاهد بوده ایم. آنعده از هم میهنان که مدتی را در کشورهای چون پاکستان،ایران و... زندگی کرده اند، به لهجه‌های کاملاً متفاوت برگشته و کلمات و اصطلاحات مختلف را برای جامعه‌ی ما "سوغاتی" آورده اند و به‌گونه‌ی صحبت می‌کنند که به قول یکی از دوستانم (آدم را گیچ و سر درد می‌کند). دوست شوخ طبع داشتم که می‌گفت در منطقه‌ی ما شخصی‌که بیشترین وقت‌اش را در پاکستان سپری و در آنجا درس "حوزه" نیز خوانده بود بعد از برگشت به وطن در یکی از سخنرانی هایش می‌گفت ( برارو، یگو صلوات ماکم پرتو کنید که یکم برف-مرف ملو شونه- مو و از شمو کلو گلیت "Guilt" کدی یار، ده ایدیه "Idea" از مه خدا چندو ستیسفای"Satisfy " نیه) در سال گذشته قرار بود بخاطر مشکلات و جنجاله‌های که میان کوچی‌ها و مردم ده نشین مظاهره گسترده‌ی مردمی در شهر کابل راه اندازی شود، صنفی ام که به تازگی از کویته پاکستان آمده بود، ذریعه تیلفون برایم گفت ( یار، خبر دری که چیز مسله شده؟ گفتم-نه گفت: صبا مردم جلوس بور مونه گلی‌یا پر از نفر موشه توخ که در رودا "Road" گوشه گوشه بورو که اکستند"َAccident" نکنی گادی مادی ام پیدا نموشه یار که ده هاسپیتال"Hospital" ترانسفیر "Transfer" کنه ) . چند سال قبل در ولسوالی جاغوری سفری داشتم و از نزدیک یک مدرسه میگذشتم که یکی از عالمان دین از کشور ایران آمده بود، در مورد حلال و حرام برای مردم معلومات ارایه میکرد و درجریان آن می‌گفت ( آغایون "آقایان" جهت رفع و دفع بلیات ارضی و سماوی یه صلواتی رو اجماعاً غراه تر، جلا تر و... عنایت فرمائید). پاسخ به این پرسش  که آیا صلوات گفتن بلاها را ازبین‌برده می‌تواند، برف و باران آورده می‌تواند یا نمی‌تواند، بحث جداگانه را ایجاب می‌کند اما درین جاه دیده می‌شود که این جملات نه کاملاً به زبان پارسی دری نه انگلسی و نه کاملاً عربی میباشد برای مردم بیجاره‌ی ما بخصوص آنان‌که از سطح سواد پایین و یا هیچ سواد ندارند، فهم و درک این جملات غیر ممکن است. این بدان معنی خواهد بود که به زبان دیگر با مردم صحبت می‌شود. اگر پذیرفته شود که زبان به‌منظور افهام و تفهیم بکار گرفته می‌شود، پس باید در هر جامعه به زبانی صحبت شود که مخاطبان، آنرا بفهمند و درقسمت فهم آن مشکل نداشته و با کلمات و اصطلاحات که بکار گرفته می‌شود آشنایی قبلی داشته باشند در غیر آن زیبایی و اعتبار آن کاهش میابد. زبان یعنی این گنجینه‌ی معنویت که اساسی ترین شبکه‌ی ارتباطی که اغلباً از آن به‌‎عنوان سرمایه فرهنگی نیز یاده شده است، انسان با داشتن آن در کنار این‌که قادر به ایجاد روابط اجتماعی می‌شود، به نحوی از انحا کسب هویت می‌کند و یا به عبارت دیگر هویت فرد در جامعه تا اندازه‌ای مرتبط به زبانی است که آنرا آموخته است. اگر این "زبان" کارا ترین عامل ارتباطی‌که در اختیار بشر قرار دارد، از آن حذف شود، شاید همه چیز به بند بست و سرحد مرگ برسد. در گذشته‌ها بخاطر از بین‌بردن اقوام و ملت‌های خاص معمول آن بوده است که انسانها متوصل به کشتار جمعی یعنی از بین بردن فیزیکی انسان‌های دیگر می‌شدند. اما گذشت زمان و نیز تجربه آنرا ثابت نموده است که از طریق کشتار و از بین بردن انسان از نظر فیزیکی حتی امکان نابودی کوچک‌ترین و کم نفوس‌ترین ملیت‌ها وجود ندارد بناً با درک این اصل است که بخاطر اضمحلال و معدوم ساختن ملیت‌ها با همه‌ی ارزش‌ها، فرهنگ و عقاید آن‌ها دست به نابودی "زبان" زده می‌شود و این مؤثر ترین روشی است که آز آن بهره گیری صورت می‌گیرد. در ارتباط به این موضوع هیتلر نیز گفته است ( به‌منظور نابودی یک ملت کفایت می‌کند فقط زبان آن ملت را هدف قرار داد و نابود کرد). هم‌چنان درین زمینه استوارت میل نوشته است ( اگر استعمار بخواهد جامعه یا ملتی را تحت استعمار قرار دهد بهتر آن است که به آدرس فرهنگ و زبان آنها مراجعه شود3). با وصف آنچه تا حال گفته شد، این را به ما میرساند که زبان نقش حیاتی را در راستای حفظ، تقویت و تداوم ارزش‌های فرهنگی ایفا می‌نماید. آن دوستی‌که از پاکستان و یا ایران برگشته و از لهجه‌ها و اصطلاحات آن کشورها در جریان صحبت کار می‌گیرند، صرف نظر از آنچه‌که مخاطب آنرا درک و فهم کرده نمی‌تواند و یا با شنیدن آن احساس خستگی می‌کند، بلکه باعث می‌شود تا از ارزش ، اهمیت و مفهوم واقعی آن بکاهد و یا می‌توان اذعان کرد با این کار نه تنها که زبان حفظ و تقویت نمیابد، بل انسان خواسته و یا نا خواسته در مسیر ضعیف ساختن و نابودی این گنجینه و سرمایه فرهنگی گام بر می‌دارد در حالی‌که انسان مسئول و آگاه با استفاده از جملات و اصطلاحات ناب زبان مادری و ملی اش می‌کوشد تا زمینه بهبودی و بقای آنرا فراهم کند.  
 

1-Raihan American English Grammar & Writing Guide

2- روان شناسی اجتماعی - خواجه ذبیح الله - دانشگاه کابل

3-همان





نوع مطلب :
برچسب ها :




مهندسی صنایع و مدیریت صنعتی
مهندسی صنایع و مدیزیت صنعتی یعنی طلوع صنعت نوین
درباره وبلاگ

باسلام.از اینکه از وبلاگ مدیریت صنعت بازدید به عمل میاورید خوشحالیم و امیدواریم مطالب این وبلاگ به شما کمک شایانی کند.خواهشمندیم پس از مطالعه هر مطلب از این وبلاگ نظر خود را در مورد چگونگی مطلب بدهید.و با ارزوی موفقیت برای شما .باتشکر مدیریت وبلاگ

مدیر وبلاگ : ALI MAHDAVI
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما چه اندازه مهندسی صنایع و مدیریت صنعتی در پیشرفت جوامعه صنعتی نقش دارد؟








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :